در حالی که همه درباره این بحث می‌کنند که کدام مدل بهترین کد را می‌نویسد، مشکلی بسیار قدیمی‌تر و بسیار کم‌زرق‌وبرق‌تر نیز هم‌زمان با هر دیتاسنتر جدید هوش مصنوعی بی‌سروصدا در حال گسترش است: کنترلر مدیریت برد اصلی، یا BMC. پژوهشگران امنیتی این هفته یافته‌هایی ارائه کردند که نشان می‌دهد هزاران سرور متصل به اینترنت از تولیدکنندگان بزرگ، از طریق باگ‌های موجود در این کنترلرها می‌توانند از راه دور درِ پشتی دریافت کنند — برخی از این نقص‌ها بیش از یک دهه قدمت دارند. این اصلاً داستانی درباره هوش مصنوعی نیست. داستان درباره سخت‌افزاری است که هوش مصنوعی روی آن اجرا می‌شود، و اگر به این فکر می‌کنید که موج بعدی مشاغل امنیتی مرتبط با هوش مصنوعی از کجا خواهد آمد، درک آن ارزشمند است.

BMC واقعاً چیست و چرا ترسناک است

BMC یک رایانه کوچک و جداگانه است که تقریباً روی مادربرد همه سرورهای سازمانی لحیم شده است. این رایانه سیستم‌عامل، پشته شبکه و نشانی IP خود را دارد — کاملاً مستقل از هر سیستم‌عامل و برنامه‌ای که روی سرور اصلی در حال اجراست. مدیران از BMCها برای مدیریت «بدون حضور فیزیکی» یا «خارج از باند» استفاده می‌کنند: راه‌اندازی مجدد دستگاه، بازنویسی میان‌افزار، نصب دوباره سیستم‌عامل، همه به‌صورت از راه دور و، مهم‌تر از همه، حتی زمانی که سرور اصلی خاموش است یا کاملاً پاسخ‌گو نیست.

دقیقاً همین موضوع است که BMC هک‌شده را بسیار خطرناک می‌کند. مهاجمی که وارد یکی از آن‌ها شود، نیازی ندارد سیستم‌عامل میزبان در حال اجرا باشد، لازم نیست از هرگونه امنیت نقطه پایانی نصب‌شده روی آن عبور کند و می‌تواند پس از نصب دوباره سیستم‌عامل نیز ماندگار بماند، چون BMC در لایه‌ای پایین‌تر و خارج از محدوده‌ای قرار دارد که ابزارهای معمول امنیت فناوری اطلاعات نظارت می‌کنند. طبق پژوهش‌هایی که این هفته پوشش داده شد، پروتکلی که بیش از همه در این موارد دخیل است IPMI است و پژوهشگران امنیتی دست‌کم از سال 2013 درباره این دسته از خطرها هشدار داده‌اند. به بیان دیگر: این یک باگ جدید نیست؛ دسته‌ای قدیمی، شناخته‌شده و از نظر ساختاری دشوار برای رفع است که صنعت بیش از یک دهه آن را تحمل کرده است.

چرا این موضوع حالا اهمیت بیشتری پیدا کرده، نه کمتر

گسترش هوش مصنوعی از نظر فیزیکی یکی از بزرگ‌ترین موج‌های خرید سرور در تاریخ است — ردیف پشت ردیف سرورهای GPU که به‌سرعت ارسال فروشندگان وارد دیتاسنترهای جدید و توسعه‌یافته می‌شوند. تک‌تک این سرورها با یک BMC عرضه می‌شوند، چون BMCها روش مدیریت ناوگان‌ها در مقیاس دیتاسنتر هستند؛ نمی‌توانید وارد ساختمانی به‌اندازه یک انبار شوید و ده هزار دستگاه را دستی راه‌اندازی مجدد کنید. بنابراین رونق هوش مصنوعی فقط در حال خرید توان محاسباتی نیست — بلکه به‌ناچار ناوگانی هم‌اندازه از رایانه‌های کوچک، کم‌نظارت و خارج از باند را می‌خرد که سابقه‌ای مستند و بیش از یک دهه‌ای از آسیب‌پذیری‌های حیاتی دارند.

این همان بدهی فنی است: سرعت توسعه برای نصب GPUها در رک و آغاز اجرای آموزش بهینه شده است، نه برای ممیزی میان‌افزار مدیریتی تعبیه‌شده در هر مادربرد زیر آن‌ها. بنا بر گزارش‌ها، پژوهشگرانی که پشت افشای این هفته بودند، BMCها را «سطح حمله موازی، فراگیر، کم‌نظارت و کم‌وصله» توصیف کرده‌اند — توصیفی که پیش از رونق دیتاسنترهای هوش مصنوعی نیز وجود داشت، اما این رونق است که همین حالا تعداد BMCهای در حال استفاده را چند برابر می‌کند.

حوزه‌ای که این وضعیت ایجاد می‌کند

اگر در حال ترسیم مسیر آینده مشاغل امنیتی در کنار زیرساخت هوش مصنوعی هستید، بیشتر مسیرهای بدیهی — ردتیمینگ مدل‌ها، دفاع در برابر تزریق پرامپت، حاکمیت عامل‌ها — از همین حالا شلوغ‌اند و در جاهای دیگر نیز به‌خوبی پوشش داده شده‌اند. اما ممیزی امنیت سخت‌افزار و امنیت خارج از باند چنین وضعی ندارد. این گوشه‌ای کم‌زرق‌وبرق و نه‌چندان جذاب از امنیت زیرساخت است که در سخنرانی‌های اصلی هوش مصنوعی دیده نمی‌شود، و دقیقاً همین شکاف اهمیت دارد: تقاضا با هر دیتاسنتر جدید در حال افزایش است و عرضه افرادی که سطوح حمله در سطح میان‌افزار و خارج از باند را می‌فهمند کم است، چون این واقعاً مجموعه‌مهارتی متفاوتی از امنیت برنامه یا ابر است.

این کار در عمل و به‌طور مشخص چه شکلی دارد:

  • سواد میان‌افزار و پروتکل. درک IPMI و نقاط ضعف شناخته‌شده آن — مانند مجموعه رمزنگاری منسوخ‌شده 0 که برخی دستگاه‌ها هنوز آن را فعال عرضه می‌کنند — به‌اندازه‌ای که بتوانید ارزیابی کنید آیا ناوگان سرور مشخصی در معرض خطر است یا نه، نه اینکه فقط از نظر نظری آسیب‌پذیر باشد.
  • ممیزی‌های بخش‌بندی شبکه. بررسی اینکه آیا رابط‌های BMC/مدیریت واقعاً در یک شبکه مدیریتی اختصاصی ایزوله شده‌اند، یا از شبکه تولید یا اینترنت عمومی قابل دسترسی‌اند — کنترلی پایه که بارها مشخص می‌شود در دنیای واقعی وجود ندارد.
  • بررسی بهداشت اعتبارنامه‌ها و وصله‌ها. BMCها اغلب با اعتبارنامه‌های پیش‌فرض یا تعیین‌شده از سوی فروشنده و میان‌افزاری عرضه می‌شوند که جزو چرخه معمول وصله سیستم‌عامل دیتاسنتر نیست، چون سیستم‌عامل نیست — بنابراین به‌راحتی ممکن است از مسئولیت فرد یا تیمی که «وصله‌کردن» را بر عهده دارد خارج بماند.
  • آگاهی از فروشنده و زنجیره تأمین. میان‌افزار BMC معمولاً توسط تعداد کمی فروشنده متخصص نوشته و به تولیدکنندگان سرور واگذار می‌شود، بنابراین یک نقص در کد یک فروشنده می‌تواند هم‌زمان در بسیاری از برندهای سخت‌افزاری گسترش پیدا کند — دقیقاً همان الگویی که در افشای این هفته دیده شد. دانستن اینکه زیر هر برند سرور کدام پشته میان‌افزاری قرار دارد، بخشی از این کار است.

چگونه واقعاً خودتان را برای این حوزه آماده و جایگاه‌گذاری کنید

این حوزه واقعاً تخصصی است و منطقی است درباره اینکه چند ردیف شغلی اختصاصی برای آن ایجاد خواهد شد، در مقایسه با اینکه صرفاً به‌عنوان یک تخصص درون تیم‌های موجود زیرساخت یا امنیت باقی بماند، تردید داشته باشید — با خودتان صادق باشید که «ممیز امنیت BMC» ممکن است در نهایت مهارتی باشد که به یک نقش گسترده‌تر در امنیت سخت‌افزار/دیتاسنتر اضافه می‌کنید، نه عنوان شغلی مستقلی که به‌تنهایی وجود داشته باشد. بااین‌حال، صرف‌نظر از این موضوع، چند اقدام مشخص و قابل‌بررسی منطقی است: اگر به هر سرور سازمانی یا حتی سخت‌افزار دست‌دوم برای آزمایشگاه دسترسی دارید، کار عملی با IPMI و ابزارهای مدیریت خارج از باند را آغاز کنید؛ توصیه‌های امنیتی فروشندگان درباره میان‌افزار BMC را از تولیدکنندگان بزرگ سرور و میان‌افزار BMC بخوانید، چون آن‌ها افشاگری‌های واقعی آسیب‌پذیری را منتشر می‌کنند که می‌توانید مطالعه کنید؛ و اگر هم‌اکنون در امنیت ابر یا زیرساخت فعالیت می‌کنید، از تیم دیتاسنتر یا خرید سخت‌افزار سازمان خود یک سؤال ساده و قابل‌راستی‌آزمایی بپرسید — آیا صفحه مدیریت BMC/IPMI ما روی شبکه‌ای ایزوله قرار دارد و چه کسی مسئول وصله‌کردن آن است؟ اگر هیچ‌کس پاسخ مطمئنی نداشته باشد، این فقط یک یافته نیست؛ نمایشی است از دقیقاً همان تخصصی که این حوزه به آن نیاز دارد.